×
خانه » عمومی » بررسی ۵ رویکرد مختلف رهبری مدیرعامل در سازمان
۱۴ آبا ۱۳۹۹

بررسی ۵ رویکرد مختلف رهبری مدیرعامل در سازمان

رهبری مدیرعامل

ماموریت مقاله

بررسی ۵ رویکرد مختلف رهبری مدیرعامل در سازمان و خصوصیات آن

مخاطبین مقاله

مدیران عامل

پیش نیاز مطالعه مقاله

نقش مدیرعامل رهبری است یا مدیریت ؟

وظایف مدیرعامل

از مدیران عامل عزیز انتظار می‌رود پس از مطالعه این مقاله

  • پی ببرید که شما از کدام رویکرد رهبری مدیرعامل استفاده می کنید؟
  • مزایا و معایب رویکرد خود را در سازمان در قسمت نظرات بنویسید.

مدت زمان تقریبی : ۶ دقیقه

۵ رویکرد مختلف رهبری مدیرعامل در سازمان و خصوصیات آن

برای  هر تخصصی ، آموزش ، آموزشگاه و دوره های مخصوص آن وجود دارد ؛ حسابداری ، مهندسی ، سرمایه گذاری ، بازاریابی و… اما بهترین مدرسه برای مدیرعاملی که مسئول و عامل به نتیجه رسیدن سازمان است، چیست؟ هیچ مدرسه وجود ندارد جز مدرسه تجربه . مدیران عامل باید یاد بگیرند که چگونه یک شرکت را هدایت کنند، در حالی که همه سهامداران در حال تماشا آن هستند.

شغل مدیرعامل مانند هیچ یک از اعضای سازمان نیست. طبق تعریف ، مدیران عامل در نهایت مسئول هر تصمیم از هر عضو شرکت هستند ، از جمله تصمیمات و اقداماتی که از آنها اطلاع ندارند. مدیران عامل (حتی مدیران جدید) مجاز به اشتباه اندکی هستند. تحقیقات نشان می دهد که بین ۳۵ تا ۵۰ درصد از تمام مدیران عامل در طول پنج سال جایگزین می شوند. این یک مسئله پرهزینه برای هر سازمانی است ، زیرا هر شرکتی که رهبر خود را از دست می‌دهد، برخی از هویت و جهت خود را از دست می‌دهد.

در مطالعه گسترده ای درباره چگونگی رهبری مدیرعامل در سازمان، طی ۱۲ ماه ، با ۱۶۰ نفر از مدیران عامل در سراسر جهان مصاحبه شد، که بیشتر آن‌ها شرکت‌های بزرگی را در صنایع مختلف مانند استخراج طلا ، رایانه و نوشابه استفاده می کردند. هدف این مطالعه بررسی مجموعه نگرش ها ، فعالیت ها و رفتارهایی بود که تعیین می کرد آن مدیران چگونه سازمان های خود را مدیریت می کنند. در این مطالعه مشخص شد فقط ۵ نگرش مجزا از داده های مدیران عامل پدید آمده است.

مهم نیست که یک شرکت در کجا مستقر است یا چه چیزی ایجاد می کند ، مدیرعامل آن باید برای ایجاد بهترین ارزش افزوده در سازمان ، یک فلسفه هدایت کننده توسعه دهد. این فلسفه ، رویکرد و وظایف مدیرعامل را در رهبری تعیین می کند. منظور از رویکرد این است که کدام یک از بخش های شرکت (به عنوان مثال ، برنامه ریزی استراتژیک ، R&D یا استخدام) بیشترین توجه را به خود جلب می کند یا اینکه مدیر عامل در سازمان چه نوع افراد و رفتارهایی را ارزیابی می کند ، مدیرعامل چه تصمیماتی را اتخاذ می کند و چگونه روزهای هفته را سپری می کند. رویکرد رهبری یک سبک مدیریتی منسجم و صریح است ، نه انعکاسی از سبک شخصی. در شرکت های موثر ، مدیران عامل به سادگی رویکرد رهبری متناسب با شخصیت خود را اتخاذ نمی کنند بلکه در عوض رویکردی را اتخاذ می کنند که بهترین نیازهای سازمان و وضعیت صنعت را برآورده کند. آیا صنعت در حال رشد انفجاری است یا بالغ است؟ چه تعداد رقبا وجود دارد و چقدر قدرتمند هستند؟ آیا فناوری مهم است و اگر چنین است ، به کدام سمت حرکت می‌کند؟ سرمایه و دارایی های انسانی سازمان چیست؟ مزیت رقابتی پایدار چیست و سازمان چقدر به دستیابی به آن نزدیک است؟ پاسخ به این سوال‌ها ، مشخص می کند که یک مدیر عامل ، از پنج رویکرد رهبری زیر کدام یک را اتخاذ می کند.

۱) رویکرد استراتژی

مدیران عاملی که از این رویکرد استفاده می کنند ، معتقدند که مهمترین کار آنها ایجاد ، آزمایش و طراحی استراتژی بلند مدت است. این مدیران عامل تقریباً ۸۰٪ از وقت خود را به موارد خارج از سازمان مانند مشتریان ، رقبا ، پیشرفت های فناوری و روند بازار اختصاص می دهند . بنابراین آن‌ها برای کارمندانی که مسئولیت فعالیت روزمره سازمان را برعهده بگیرند و همچنین دارای مهارت‌های تحلیلی و برنامه ریزی دقیق هستند ، ارزش قائل می شوند.

۲) رویکرد دارایی های انسانی

وظیفه اصلی مدیران عامل با رویکرد دارایی های انسانی، انتقال ارزش‌ها ، رفتارها و نگرش‌های خاص به سازمان‌هایشان از طریق مدیریت دقیق پیشرفت افراد سازمان است. این مدیران به طور مداوم سفر می کنند و بیشتر وقت خود را در فعالیت های مربوط به پرسنل مانند استخدام ، بررسی عملکرد و نقشه برداری شغلی می گذرانند. هدف آنها ایجاد افرادی است که در هر سطحی از سازمان مانند مدیرعامل رفتار و تصمیم می گیرند. جای تعجب نیست که این مدیران برای کارمندانی که به طور مداوم رفتارهای مطابق با فرهنگ سازمانی از خود نشان می دهند ، ارزش قائل هستند .

۳) رویکرد تخصص

مدیرانی که با رویکرد تخصص هدایت می کنند معتقدند که مهمترین مسئولیت مدیرعامل انتخاب و انتشار حوزه تخصصی شرکت است که یک منبع مزیت رقابتی خواهد بود. برنامه های آنها نشان می دهد که آنها بیشتر وقت خود را به فعالیت های مربوط به پرورش و بهبود مستمر تخصص مانند مطالعه تحقیقات جدید فناوری ، تجزیه و تحلیل محصولات رقبا و ملاقات با مهندسان و مشتریان اختصاص می دهند. آنها اغلب بر طراحی برنامه ها ، سیستم ها و رویه ها مانند برنامه های آموزشی متمرکز هستند و به افرادی که تخصص کسب می کنند و آن را در کسب و کار استفاده می کنند، پاداش می دهد. این مدیران عامل تمایل دارند افراد متخصص را استخدام کنند ، اما آن‌ها همچنین به دنبال کارمندانی هستند که دارای ذهن انعطاف پذیر ، فاقد تعصبات و تمایل به یادگیری در تخصص خود هستند.

۴) رویکرد Box

مدیران عامل در این گروه معتقدند که آنها می توانند با ایجاد ، برقراری ارتباط و نظارت بر یک مجموعه از کنترل‌های مالی و فرهنگی که رفتارها و تجربه های یکسان و قابل پیش بینی را برای مشتریان و کارمندان تضمین می کنند ، بیشترین ارزش را در سازمان های خود بیفزایند. مدیران عاملی که از این رویکرد استفاده می کنند ، معتقدند که موفقیت شرکت های آنها به توانایی ارائه تجربه ثابت و بدون ریسک به مشتریان بستگی دارد. آن‌ها زمان بیشتری نسبت به سایر مدیران عامل به توسعه سیاست های دقیق ، رویه ها و پاداش برای تقویت رفتارهای مطلوب اختصاص می دهند. سرانجام ، این مدیران تمایل دارند که برای ارشدیت در سازمان ارزش قائل شوند ، اغلب افرادی را با سال‌ها خدمت در تیم شرکتی ارتقا می دهند و به ندرت مدیران سطح بالا را از خارج از شرکت استخدام می کنند.

۵) رویکرد تغییر

مدیران این گروه با این باورند که مهمترین نقش مدیر عامل ، ایجاد محیطی برای نوآوری مستمر است ، حتی اگر چنین فضایی باعث اضطراب و سردرگمی شود ، منجر به برخی اشتباهات استراتژیک شود و به طور موقت به عملکرد مالی آسیب برساند. بر خلاف مدیران عاملی که از رویکرد استراتژی استفاده می کنند ، این مدیران عامل نه بر روی یک نقطه ورود خاص برای سازمان های خود بلکه بر روند رسیدن به آن تمرکز دارند. به طور مشابه ، تمرکز آنها کاملاً با تمرکز یک مدیرعامل box در تضاد است: به نظر نمی رسد سیستم های کنترل ، گزارش های مکتوب ، چرخه برنامه ریزی ، سیاست ها و قوانین برای این عوامل به اصطلاح تغییر جالب توجه باشند. در عوض ، آنها تا ۷۵٪ از وقت خود را با استفاده از سخنرانی ها ، جلسات و سایر اشکال ارتباطات صرف میکنند. آن‌ها روزهای خود را در این زمینه می گذرانند و با طیف وسیعی از سهامداران ، از مشتریان گرفته تا سرمایه گذاران ، تأمین کنندگان وکارمندان ملاقات می کنند. جای تعجب نیست که افرادی که برای آنها ارزش قائل هستند معمولاً افرادی هستند که می توان آنها را پرخاشگر و مستقل خواند ؛ افرادی که شغل خود را نه به عنوان حق الزحمه بلکه به عنوان فرصتی برای پیشرفت می دانند که باید هر روز از آنها استفاده شود. ارشدیت برای آن‌ها چندان مهم نیست. اشتیاق ، انرژی و گشودگی برای فردای جدید و نوآوری برای آن ها بسیار مهم است.

پاورقی

منبع : Harvard Business Review

جدیدترین مقاله ها

برای کمک به بهبود مقالات ما لطفا امتیاز دهید
[کل: 0 میانگین: 0]
WeTrainCEO

WeTrainCEO

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *